به گزارش زنان بیدار ، در یکی از روزهای خنک پائیزی خود را به یکی از جلسات سراج می رسانیم، اتاق جلسات مرکز بهداشت شهرستان اسکو، حدود ۲۰ روانشناس و روانپزشک کنار هم نشستهاند؛ آدمهایی که بخش مهمی از روزشان را پای حرفهای آدمهای دیگر میگذرانند؛ پای اضطرابها، نگرانیها، بیماریها و خانوادههایی که گاهی نمیدانند با یک عضو بیمار خانواده چگونه باید رفتار کنند.
صدای مدرس در اتاق میپیچد. موضوع صحبت، فقط یک بیماری یا شیوه درمان آن نیست؛ درباره این است که خانواده چگونه باید از بیماری روانی یکی از اعضای خود آگاه شود و چگونه میتوان درباره این موضوع با آنها صحبت کرد. میان توضیحات مدرس، روایت چند گزینه بیمار مطرح میشود و بحث از فضای کلاس فاصله میگیرد و به تجربههای واقعی آدمهایی میرسد که هر روز با بیماران و خانوادههایشان روبهرو هستند.
در سلامت روان، گاهی یک جمله میتواند مسیر گفتوگو را تغییر دهد؛ یک کلمه ممکن است خانوادهای را به سمت پذیرش بیماری و دریافت کمک ببرد یا برعکس، ترس و انگ را بیشتر کند. همین مسئله یکی از مهمترین دغدغههای حاضران در این دوره است؛ اینکه چگونه باید با بیمار و خانواده او صحبت کرد، چه چیزی را گفت و چه چیزی را نگفت و چگونه میتوان خانواده را به جای ترس از بیماری، به سمت شناخت و درمان بیماری هدایت کرد.
حاضران اما فقط شنونده نیستند. هر کدام تجربهای برای گفتن دارند؛ از مشکلات و کمبودهای مراکز شهرستان خود گرفته تا تفاوت در شیوه مدیریت مراکز و چالشهایی که در مسیر ارائه خدمات با آن مواجه هستند. همین گفتوگوها، کلاس را از یک دوره آموزشی معمولی فراتر میبرد؛ فرصتی است برای اینکه تجربههای هشت شهرستان در یک اتاق کنار هم قرار بگیرد.
در میان جمع، روان پزشکان و روان شناسانی حضور دارند که سالهاست با بیماران سروکار دارند و در کنار آنها، نیروهای جوانتری نشستهاند که تازه وارد این مسیر شدهاند. یکی از روانشناسان حاضر تنها حدود ۲ ماه است که در مرکز سراج فعالیت میکند. کمی اضطراب در چهرهاش دیده میشود، اما از اهمیت ادامهدار بودن آموزشها میگوید؛ اینکه این دورهها اگر گستردهتر، منظمتر، قویتر و عملیتر برگزار شوند، میتوانند برای کسانی که هر روز در خط مقدم خدمات سلامت روان فعالیت میکنند، کاربرد بیشتری داشته باشند.
یکی از روانپزشکان حاضر نیز تصویری از روز کاری خود ارائه میکند؛ روزهایی که از صبح تا ظهر حدود ۱۵ بیمار را در مرکز ویزیت میکند و پس از آن، بدون فاصله راهی بیمارستان میشود تا بیماران آنجا را نیز بررسی کند.
برای کارکنان سراج، مسیر مراقبت از بیمار به یک اتاق یا یک مرکز محدود نمیشود. گاهی بیمار به خدمات بیمارستانی نیاز دارد و همین موضوع ضرورت ارتباط و هماهنگی میان مرکز سلامت روان و بیمارستان را بیشتر میکند. به همین دلیل، بخشی از این برنامه به بازدید از بیمارستان اختصاص پیدا میکند؛ جایی که کارکنان سراج باید با شرایط و روند ارائه خدمات آشناتر شوند تا در زمان ارجاع بیماران، ارتباط میان ۲ سطح ارائه خدمت، دقیقتر و هماهنگتر باشد.
این دوره آموزشی با حضور روانپزشکان و روانشناسان هشت شهرستان آذربایجان شرقی شامل بناب، آذرشهر، اسکو، اهر، میانه، شبستر، تبریز و جلفا برگزار شده است؛ شهرستانهایی که در حال حاضر الگوی سلامت روانی ـ اجتماعی جامعهنگر «سراج» در آنها فعال است.
بعد از پایان بخش آموزشی، مسیر گروه به مرکز سراج اسکو میرسد. اینجا فضای کار شکل دیگری دارد؛ جمعی از کارکنان که آرام، آگاه و مهربان هستند و هر کدام بخشی از زنجیره خدماتی را بر عهده دارند که قرار است به سلامت روان و مسائل اجتماعی مردم پاسخ دهد.
سراج در واقع فقط یک محل برای ویزیت روانپزشک نیست. فلسفه شکلگیری آن به مطالعات ملی سلامت روان بازمیگردد؛ مطالعاتی که تصویری از وضعیت سلامت روان جامعه ارائه کرده و ضرورت دسترسی آسانتر مردم به خدمات تخصصی را نشان داده
است.شایعترین اختلالات روانپزشکی مربوط به افسردگی و اضطراب است
دکتر اسماعیل جراحی، مدیر گروه سلامت روان بهداشت آذربایجان شرقی به ایرنا میگوید: فلسفه شکلگیری مراکز سراج به مطالعات ملی سلامت روان در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۴۰۰ بازمیگردد. بر اساس مطالعه ملی سال ۱۳۹۰، بالغ بر ۲۳.۱ درصد مردم یک یا چند اختلال روانپزشکی داشتند و در پیمایش سال ۱۴۰۰ نیز ۲۵.۱ درصد افراد ۱۵ تا ۶۴ سال به نوعی با یک یا چند اختلال روانپزشکی مواجه بودند.
به گفته او، شایعترین اختلالات روانپزشکی مربوط به افسردگی و اضطراب است و شواهد علمی نیز نشان دادهاند که اختلالات روانپزشکی در ایجاد آسیبهای اجتماعی نقش دارند و از سوی دیگر، آسیبهای اجتماعی نیز میتوانند بر سلامت روان اثر بگذارند؛ بنابراین ارتباط میان این دو حوزه شناخته شده است.
او، برای کاهش اختلالات روانپزشکی و آسیبهای اجتماعی، سه دسته مداخله را ضروری میداند؛ افزایش سواد سلامت روان و سواد سلامت اجتماعی در جامعه، افزایش بهرهمندی مردم از خدمات سلامت روان و مراقبتهای اجتماعی و کاهش عوامل خطر سلامت روان و سلامت اجتماعی.
اما میان نیاز به خدمات و مراجعه برای دریافت آن، یک مانع جدی وجود دارد؛ چیزی که شاید به اندازه خود بیماری، زندگی بیمار و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار دهد: انگ.
جراحی، مدیر گروه سلامت روان بهداشت آذربایجان شرقی ترس از انگ خوردن را یکی از بزرگترین موانع بهرهمندی مردم از خدمات سلامت روان عنوان میکند؛ ترسی که باعث میشود افراد مبتلا به اختلالات روانپزشکی، حتی با وجود احساس نیاز به دریافت خدمات، نتوانند یا نخواهند برای دریافت کمک مراجعه کنند.
به گفته او، برای کاهش انگ ناشی از اختلالات روانپزشکی باید ۲ اقدام جدی و مسئولانه انجام شود؛ نخست افزایش آگاهی، نگرش و مهارت خود بیمار، خانواده بیمار، عموم مردم، مدیران و سیاستگذاران، متخصصان پزشکی در همه رشتهها، پلیس، اصحاب رسانه و گروههای مرجع درباره اختلالات روانپزشکی، علل و عوامل خطر و درمانپذیری آنها و دوم، افزایش دسترسی مردم به خدمات روانپزشکی، روانشناسی و مددکاری اجتماعی و به رسمیت شناختن حقوق مبتلایان.
او با اشاره به تجربههای مختلف در سطح جهان برای انگزدایی از اختلالات روانپزشکی، آموزش سبک زندگی سالم، آموزش خودمراقبتی در سلامت روان و استفاده از ظرفیت رسانهها را از جمله اقداماتی میداند که در این زمینه تأثیرگذار بودهاند.
اما مسئله فقط انگ نیست؛ دسترسی هم اهمیت دارد. کسی که به خدمات تخصصی نیاز دارد، اگر روانپزشک، روانشناس یا مددکار اجتماعی در دسترسش نباشد، حتی با افزایش آگاهی نیز ممکن است نتواند مسیر درمان را طی کند.
از همین نگاه، سراج تلاش میکند خدمات سلامت روان را از یک موضوع صرف درمانی فراتر ببرد و آن را به دل جامعه نزدیکتر کند.
ارسال نظر