اختصاصی زنان بیدار؛

روان در سایه انفجار؛ زنان و جنگِ خاموشِ اضطراب

شناسهٔ خبر: 4433E62C -
جنگ نه‌تنها دیوار خانه‌ها را می‌شکند، بلکه دیوار میان دل‌ها را نیز کمرنگ می‌کند — و زنان، معماران اصلی این پیوندهای تازه‌اند.

به گزارش زنان بیدار ، هر جنگی صدایی دارد — صدای آژیر، انفجار، فریاد؛ اما زیر این هیاهو، صدایی بی‌کلام‌تر جریان دارد: صدای درهم‌ریختگی روان جمعی. در روزهایی که کشور با تهدید و حمله روبه‌روست، اضطراب نه فقط در خیابان و خاک، که در ذهن و خوابِ زنان ساکن می‌شود؛ زنی که با هر صدای مهیب، ضربان قلبش یادآور تکان نوزاد در درونش است، یا مادری که شب‌ها کودکش را با دعا به خواب می‌برد، نه با قصه.

وقتی ترس، روزمرگی می‌شود

در شرایط جنگی، اضطراب دیگر واکنشی مقطعی نیست، بلکه به بخشی از زیست روزانه تبدیل می‌شود. زنان، به‌ویژه در جامعه‌ای که ستون خانواده‌اند، این اضطراب را مضاعف تجربه می‌کنند: باید هم خود قوی بمانند و هم دیگران را آرام کنند. روان‌شناسان این وضعیت را «تحمل چندلایه اضطراب» می‌نامند — وضعیتی که بدن و ذهن را هم‌زمان درگیر نگه می‌دارد: لرزش، بی‌خوابی، کاهش تمرکز، و احساس گناه از ناتوانی در محافظت از عزیزان.

صدای انفجارها در ذهن خاموش نمی‌شوند

حتی پس از خاموش‌شدن صدای خطر، ذهن زنان همچنان در آماده‌باش است. این استرس مزمن، به‌ویژه در زنان باردار یا مادران جوان، می‌تواند اثرات طولانی بر سلامت جسم و روان بگذارد؛ از اختلالات هورمونی گرفته تا اضطراب پس از زایمان و شکنندگی عاطفی کودکان. پژوهش‌های بین‌المللی نشان داده‌اند که زنان ساکن مناطق جنگی تا سه برابر بیشتر از مردان دچار اختلال اضطراب مزمن می‌شوند و اغلب بدون دسترسی به مشاوره یا درمان حرفه‌ای، این فشار را در سکوت تحمل می‌کنند.

مقاومت در قالب مراقبت

با وجود این هجوم روانی، زنان بار دیگر چهره‌ی تاب‌آوری را بازنمایی می‌کنند. بسیاری از آنان از دل ترس، کارگاه‌های خیریه، آشپزخانه‌های داوطلبانه و شبکه‌های حمایتی محلی ایجاد کرده‌اند؛ جایی که گفتگو و هم‌دلی، خود به شکل درمان جمعی درمی‌آید. جنگ نه‌تنها دیوار خانه‌ها را می‌شکند، بلکه دیوار میان دل‌ها را نیز کمرنگ می‌کند — و زنان، معماران اصلی این پیوندهای تازه‌اند.

وظیفه رسانه چیست؟

در بحران‌های نظامی، پوشش خبری نباید تنها بر تعداد موشک‌ها یا خسارت‌های فیزیکی متمرکز باشد. رسانه‌های مستقل و مسئول، باید توجه افکار عمومی را به پیامدهای روانی جنگ جلب کنند؛ به زنی که در سکوت شب با اضطراب خود می‌جنگد، به کودکی که از صدای آژیر می‌ترسد، به خانواده‌ای که بی‌خواب، نگران و بی‌پناه مانده است.

جنگ شاید پایان خود را در نقشه‌های سیاسی بیابد، اما اثرات روانی آن تا دهه‌ها ادامه دارد — مگر آنکه امروز از آن سخن بگوییم.

 

برچسب‌ها

ارسال نظر

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
6 + 7 =