به گزارش زنان بیدار ، قداست زنان در جامعه ایلام معطوف به عیلام باستان نیست و امروزه نیز با تغییر سبک زندگی خانوادهها اما همچنان جایگاه مادران با لفظ عامیانه "دا یا دالگ" در خانواده از احترام زیادی برخوردار است.

زنان ایلامی همواره پا به پای مردان در عرصههای مختلف با همت والای خود سختیهای زندگی را صبورانه و متین به دوش میخرند و همیشه ایفاگر نقشی ورای نقشهای مادرانه بوده و مردانهوار ستون اصلی زندگی هستند.

از گذشتههای بسیار دور تاکنون زنان ایلامی در کار مزارع و باغات کشاورزانی ماهر و کاربلد، در خلق آثار هنری و صنایع دستی آفرینندگانی بیبدیل و خلاق، در امور خانهداری و رسیدگی به همسر و فرزند کدبانوهایی شکیبا و از خود گذشته بودهاند که باید به آنها به عنوان عضوی پویا از جامعه بالید.
با گذری در تاریخ نه چندان دور این دیار بانوی ایلام را میبینیم که مشکهای سیاه دست ساخته خود از پوست بز را از آب گوارای رودخانهها پر کرده و خرامان خرامان با لباسهای بلند و رنگارنگ محلی در حال بازگشت به خانه موسوم به سیاه چادر است که بازهم هنرمندانه و با صبر زیاد آن را با موی بز بافته است.

شاید کمتر کسی بداند که اولین گلیم نقش برجسته ایران را یک بانوی ایلامی برای اولین بار ابداع کرد و گرههای تار و پود قالیاش نقشی نو و بدیع را به هنر و صنعت اصیل قالی و گلیم کشور هدیه داد.
برای شناخت زن جسور ایلامی نیاز نیست خیلی دور برویم چرا که رد پای زن ایلامی را میتوان در مبازره علیه رژیم پهلوی مشاهده کرد؛ بانوی ایلام با شجاعت و رشادتی بیمانند بدون هیچگونه هراسی از دژخیمان رژیم شاهنشاهی در صف اول مبارزات انقلاب بود و در این راه حتی از جان شیرین گذشت و زندگی خود را نثار انقلاب کرد.

در بحبوحه جنگ تحمیلی نیز زن ایلامی عرصه را برای دشمن دون خالی نکرد و مردش را راهی جبهه ها کرد و خود در پشت جبهه هم وظیفه خطیر مادری را به تنهایی بر دوش میکشید هم لوازم مورد نیاز رزمندگان را تهیه و برای خطوط مقدم ارسال میکرد.
فرنگیس بانوی نترس و بی باک گیلان غربی که تنها با یک تبر توانست چند تن از سربازان عراقی را ناکار کند را خیلیها می شناسند و به این بانوی دلاور افتخار میکنند اما کمتر کسی می داند در همین شهر مهران زنی زندگی میکند که مردانه تفنگ به دست گرفت و به جنگ بعثیها رفت تا نگذارد خانه و خاکش به دست نامحرمان بیفتد.
زن ایلامی بعد از جنگ نیز در صحنه ماند، تحصیلات عالیه گرفت و با کسب رتبههای خوب در دانشگاههای معتبر کشور ادامه تحصیل داد، زن ایلامی معلم و پزشک حاذق شد، بر کرسی دانشگاهها تکیه زد و دانشجو تربیت کرد، فرماندار و بخشدار شد، به عالیترین جایگاه مدیریت دستگاههای اجرایی رسید، کارآفرینی کرد، برروی سکوهای افتخار ورزشی در اقصی نقاط عالم ایستاد و پرچم کشورش را بالا برد و خبرنگار و نویسنده و قصهگو شد.

هر چند زندگی همیشه روی خوش به بانوی ایلام نشان نداده است و گاه ناملایمات روزگار قامت رعنایش را رنجور و چهره معصوم و زیبایش را تکیده کرد و گاه ققنوس آتش شد اما باز هم این زن دیار عروس زاگرس است که زندگی را مقهور استقامت خود ساخته و همچنان لالایی خوان دخترکان فردای این سامان است.
زن ایلامی به عنوان نیمی از جامعه همواره نقش و تاثیرگذاری خود را در گذر تاریخ به جای گذاشته و در کسوت زن خانه دار، مادر، کارمند، هنرمند، معلم، پزشک، سیاستمدار و ...ردپایی ماندگار برای خود ثبت کرده است تا همگان این تاثیرگذاری را بپذیرند.

زنان ایلامی در گذشته به مشاغلی همچون ریسندگی، کشاورزی، کوزه گری، مامایی، دایگی، گلیم بافی، جاجیم بافی، فرش بافی، حصیربافی و نیز کارهای دیوانی مشغول بودهاند و بی گمان از گذشتههای دور تا کنون فرهنگ خانواده و زندگی بشری دستخوش تغییر چشمگیری شده و جایگاه زنان نیز در این گذر زمان دچار تحول شده است.
بر اثر شرایط اجتماعی و فردی مانند حس ناموس پرستی و نقش بارز تربیتی و صبر و حوصله زنان در بچهداری، خانهداری کم کم به عنوان یکسری از مشاغل آنها قلمداد شد و مردان در بیرون از خانه برای تجارت و جنگ حضور یافتند که همین مساله باعث شد از یکسری پایگاههای اجتماعی برتر برخوردار شوند.

همین روحیه قهرمان پروری و به بزرگی یاد کردن از فعالیتهای مردان، موجب شد مردان توانمندتر و باهوشتر جلوه داده شده و فعالیت آنها با ارزشتر قلمداد شود و مقام زنان کم کم تنزل پیدا کرد و قوانین اجتماعی و سیاسی برای عدم اشتغال مفید زنان نگاشته شد و زن در حاشیه ارزشهای اجتماعی قرار گرفت.
این در حالی است که زنان با کفایت ایرانی همانند پوران مادر حسنک وزیر، ترکان خاتون مادر ملکشاه سلجوقی، پری خانم دختر شاه طهماسب صفوی و ریحانه دختر حسن خوارزمی را در ایران می توان نام برد که دارای ارزش های اجتماعی، مذهبی هستند و از فعالان روزگار خود بودند.
ارسال نظر