به گزارش زنان بیدار ، استاد رحمانزاده، متولد ۱۳۳۵ از روستای ناچیت بوکان، هنرمندی بود که تاریخ را نه از زبان قدرت، که از دل زنان روایت کرد.
اگر آثار او را ورق بزنیم، یک حقیقت آشکار است:
زن کُرد، قلب تپنده پیکرههای اوست.
در بیشتر آثارش، زن فقط یک سوژه نیست؛
زن، محور رنج، ایستادگی، مادرانگی، فقدان، صبوری و بقاست.
چهرههایی که در سکوت فریاد میزنند، دستانی که بار تاریخ را حمل میکنند، نگاههایی که هم اندوه دارند و هم امید؛ اینها امضای هنری عثمان رحمانزاده بود.
او هنرمندی بود که درد زنان کُرد را زیبا نکرد؛
بلکه صادقانه، عریان و شریف به تصویر کشید.
در آثارش، زن کُرد نه قربانی صرف است و نه اسطوره اغراقشده؛
او واقعیت زنده یک ملت است.

برای «زنان بیدار»، فقدان استاد رحمانزاده تنها از دست دادن یک مجسمهساز نیست؛
این، خاموشی صدایی است که سالها بیادعا، از رنج نادیدهگرفتهشده زنان سخن گفت؛ آنهم نه با شعار، که با هنر.
و لازم است با صراحت گفته شود:
ما مردهپرست نیستیم.
در زمان حیات این هنرمند بزرگ، بارها آثار و نگاه او دیده، تحلیل و روایت شد. ارزش استاد رحمانزاده، پیش از رفتنش فهمیده شد؛ و این، بزرگترین احترام به یک هنرمند است.
امروز، زنان کُرد، مادران خاموش تاریخ، و دخترانی که آینده را بر دوش میکشند، یکی از صادقترین راویان رنج و قدرت خود را از دست دادهاند؛ اما نام عثمان رحمانزاده در حافظه فرهنگی این سرزمین باقی خواهد ماند.
زنان بیدار، با اندوهی عمیق، درگذشت این هنرمند ماندگار را به خانواده محترم ایشان، جامعه هنری، شاگردان و همه زنان و مردان فرهنگدوست بوکان و کُردستان تسلیت میگوید.
او رفت…
اما زن کُرد، در پیکرههایش، هنوز ایستاده است.
زنان بیدار؛ روایت زن، آنجا که تاریخ سکوت کرده است.
ارسال نظر