به گزارش زنان بیدار ، سقزشناسی۲ تنها یک برنامه فرهنگی یا مجموعهای از اجراهای موسیقایی نبود؛ این رویداد، کنش آگاهانه یک شهر برای بازشناسی خود بود. در روزگاری که شتاب زندگی مدرن، پیوند نسلها را سست کرده و حافظههای محلی را به حاشیه رانده است، سقزشناسی۲ کوشید با تکیه بر موسیقی، آن رشتههای نامرئی اما حیاتی را دوباره به هم گره بزند.
موسیقی؛ زبان مشترک زن، مرد، نسلها
موسیقی در سقزشناسی۲ نه بهعنوان یک «نمایش» بلکه بهمثابه زبان زندگی روزمره مردم حضور داشت. این همان زبانی است که از لالایی مادران آغاز میشود، در زمزمههای زنان خانهدار ادامه مییابد، در شادیها و سوگواریها جاری است و نسلبهنسل منتقل میشود.
از این منظر، سقزشناسی۲ روایت زنانه فرهنگ را نیز با خود حمل میکرد؛ زنانی که حافظان خاموش اما مداوم موسیقی بومی، ترانهها، آیینها و احساسات جمعیاند.
برای رسانهای چون «زنان بیدار»، این نکته کلیدی است:
اگر فرهنگ زنده مانده، بخش بزرگی از آن را زنان زنده نگه داشتهاند.
از اجرا تا مطالبه اجتماعی
حضور فراتر از ظرفیت سالن و ماندن هزاران نفر پشت درهای بسته، یک اتفاق ساده اجرایی نبود؛ این صحنه، نشانهای اجتماعی بود. جامعهای که اینچنین به یک رویداد فرهنگی پاسخ میدهد، در واقع در حال بیان یک مطالبه است:
مطالبه دیدهشدن، شنیدهشدن و سرمایهگذاری واقعی در فرهنگ.
در این میان، زنان، خانوادهها و جوانان سهم پررنگی از این جمعیت را تشکیل میدادند؛ حضوری که نشان میدهد فرهنگ، هنوز امنترین و فراگیرترین میدان گفتوگوی اجتماعی است.
سقزشناسی۲ و بازتعریف «شهر فرهنگی»
سقزشناسی۲ نشان داد که شهر فرهنگی، الزاماً شهری با برجها و سازههای عظیم نیست؛
بلکه شهری است که مردمش برای فرهنگ وقت میگذارند، صف میکشند، میایستند و حتی پشت در میمانند.
در این چارچوب، موسیقی به ابزاری برای بازتعریف هویت شهری بدل شد؛ هویتی که نه در شعار، بلکه در تجربه زیسته مردم معنا پیدا میکند.
اینجا موسیقی، هم روایتگر درد بود، هم شادی، هم خاطره و هم امید.
نقش مدیریت فرهنگی؛ از نگاه حمایتی تا مسئولیتپذیری
اظهارات شهردار سقز در این مراسم، حاوی یک پیام کلیدی بود: پذیرش مسئولیت فرهنگی شهر. تأکید بر توسعه زیرساختها، حمایت از فضاهای تخصصی موسیقی و کنار گذاشتن نگاه صرفاً گلایهمحور، نشان میدهد که سقزشناسی۲ میتواند آغاز یک مسیر باشد؛ مسیری که در آن فرهنگ، به حاشیه رانده نشود.
اما تحلیل واقعبینانه ایجاب میکند که این سخنان، در میدان عمل سنجیده شوند؛ چراکه جامعهای با این سطح از عطش فرهنگی، دیگر به وعدههای کلی قانع نخواهد شد.
زنان، فرهنگ و آینده سقز
برای «زنان بیدار»، سقزشناسی۲ یک پیام روشن دارد:
هر برنامه فرهنگی موفق، زمانی ماندگار میشود که زنان را نه مخاطب منفعل، بلکه کنشگر فرهنگی بداند. از آموزش موسیقی تا مدیریت فرهنگی، از روایتگری تا مستندسازی، نقش زنان میتواند تعیینکننده باشد.
سقزشناسی۲ اگر بخواهد تداوم یابد، باید بیش از پیش به این ظرفیت توجه کند؛ چراکه آینده فرهنگ، بدون حضور فعال زنان، آیندهای ناتمام است.
به گزارش زنان بیدار؛ سقزشناسی۲ یک شب موسیقی نبود؛ یک لحظه آگاهی جمعی بود. لحظهای که شهر، خودش را دید، شنید و به یاد آورد.
اگر این تجربه به سیاستگذاری فرهنگی، توسعه زیرساختها و مشارکت واقعی مردم—بهویژه زنان—منجر شود، میتوان گفت سقزشناسی۲ از یک رویداد عبور کرده و به یک جریان فرهنگی پایدار بدل شده است.
ارسال نظر