به گزارش زنان بیدار ، در ظاهر، آمارها امیدوارکنندهاند؛ سهم زنان در آموزش عالی افزایش یافته و در بسیاری از رشتهها، دختران اکثریت دانشجویان را تشکیل میدهند. اما این برابری عددی، لزوماً به برابری فرصت منجر نشده است. آنچه زنان در دانشگاه تجربه میکنند، اغلب شکافی پنهان میان حضور و اثرگذاری است.
یکی از نخستین جلوههای این نابرابری، دسترسی نابرابر به فرصتهای علمی و پژوهشی است. پروژههای مهم، ارتباط با استادان اثرگذار، معرفی به بازار کار یا فضاهای تصمیمساز، هنوز هم بیشتر در اختیار مردان قرار میگیرد. زنان، حتی با شایستگی برابر، کمتر دیده و معرفی میشوند.
کلیشههای جنسیتی همچنان در فضای دانشگاهی نفس میکشند. از نگاههایی که برخی رشتهها را «مردانه» میدانند تا تردید نسبت به توان مدیریتی و رهبری زنان. این کلیشهها، اعتمادبهنفس علمی دختران را بهتدریج فرسایش میدهد و سقفی نامرئی بر سر پیشرفت آنها میکشد.
در حوزه مدیریت دانشگاهی و هیأت علمی نیز نابرابری آشکار است. سهم زنان در جایگاههای تصمیمگیر، ریاستها و سطوح بالای علمی، تناسبی با حضور گستردهشان در بدنه دانشجویی ندارد. دانشگاهی که زنان را آموزش میدهد اما به آنها قدرت نمیدهد، چرخه نابرابری را بازتولید میکند.
نبود سیاستهای حمایتی مشخص برای زنان دانشجو، بهویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، این شکاف را عمیقتر میکند. فشارهای همزمان تحصیل، اشتغال، نقشهای خانوادگی و نبود حمایت روانی و ساختاری، مسیر دانشگاهی زنان را پرهزینهتر میسازد.
فرصت نابرابر در دانشگاه، فقط مسئله زنان نیست؛ مسئله کیفیت توسعه علمی کشور است. جامعهای که نیمی از سرمایه انسانی خود را بهطور کامل به کار نمیگیرد، عملاً از نیمی از ظرفیت پیشرفت محروم میماند.
برابری واقعی در دانشگاه، نیازمند بازنگری جدی است: شفافیت در توزیع فرصتها، حمایت هدفمند از زنان مستعد، حذف کلیشههای جنسیتی و افزایش حضور زنان در سطوح تصمیمگیری علمی.
تا زمانی که دانشگاه فقط محل تحصیل زنان باشد، نه میدان برابر فرصتها، نابرابری ادامه خواهد داشت.
«زنان بیدار؛ دانشگاه برابر، آینده عادلانه»
ارسال نظر